العلامة المجلسي
330
عين الحيات ( فارسى )
به زيورهاى دنى مىآرايند ، و چندانكه بيشتر مىآرايند وقاحتشان بيشتر ظاهر مىشود . و ليكن قادر ذو الجلال سنگ سياهى چندى را بر روى يكديگر مىگذارد ، و صد هزار نور معنوى در آن سنگها از فيوض نامتناهى تعبيه مىفرمايد ، و عالميان را از اطراف و جوانب به درگاه خود مىخواند ، مىروند و رو بر آن سنگ و خاك مىمالند ، و از آن نورهاى معنوى بهرهاى نامتناهى مىبرند ، و اگر خانهء كعبه را از يك دانهء ياقوت مىساخت مردم به سير ياقوت مىرفتند نه به فرمان حىّ لا يموت ، و بزرگوارى و نفاذ حكمش ظاهر نمىشد . بعد از آن بارگاهها بسان بارگاه خود بىپيرايه و كمزينت براى مقرّبان خاصّ خود مقرّر فرمود ، و از نور جلال خود چندان در آنجا جلوه داده كه پادشاهان با شوكت و نخوت چون به آن آستانها مىرسند بىاختيار بر خاك مىافتند ، و جبين را فرش آن زمين مىكنند ، و كسى را كه اندك بصيرتى داشته باشد مىداند كه به عوض طلا و مرواريد و ياقوت بر آن در و ديوارها چه نورها و فيضهاى روحانى به كار رفته كه ديدهء عقلها را خيره مىكند . ديگر از بارگاههاى قربش مساجد است ، كه آنها را محلّ قرب و فيض خود گردانيده ، و انّ بيوتي في الأرض المساجد در شأن آنها فرموده ، و بر روى بورياهاى كهنه براى دوستان خود كه ديدهء بصيرتشان را جلا داده فرشهاى زراندود عزّت و مكرمت بر روى خزّ و پرنيان لطف و مرحمت گسترده ، و در شبهاى تار مشعلهاى نور و هدايت و محرابهاى عبادت براى ايشان افروخته است ، و دلهاى ايشان را چنان مايل به آن مكان عاليشان گردانيده است كه يك تار بورياى كهنه آن را به ملك قيصر و خاقان نمىفروشند ، و اگر به ضرورت زمانى دور مىشوند مانند ماهى كه از آب جدا شود قرار نمىگيرند تا باز خود را به آن محل انس و راحت رسانند .